کد مطلب: 45883| زمان انتشار: ۱۳۹۹/۷/۲۴ ۱۰:۳۹:۱۰| نسخه چاپی
خودکشی کودکان در سایه فشار‌های اجتماعی

خودکشی کودکان در سایه فشار‌های اجتماعی

اجتماعی - ایران نیوز 24: بار دیگر انتشار اخبار ضد و نقیض از خودکشی یک کودک در ایران این بار در بوشهر، جامعه را در بهت و غم فرو برد. اما این اولین بار نبود که یک فرد زیر ۱۸ سال به زندگی خود پایان می‌دهد. اما چه اتفاقی افتاده است که کودکان و نوجوانان ما به راحتی دست از جان شسته و به زندگی خود پایان می‌دهند؟

چندسالی است که هر ازگاهی خبری درباره خودکشی یک کودک یا نوجوان منتشر می‌شود. تعداد خبر‌هایی از این دست کم نیست، اما هنوز هم به شدت شوکه کننده و تاثربرانگیز است. خودکشی دختر ۱۲ ساله ایلامی به دلیل فقر خانواده و عدم توانایی برای خرید لباس عید، خودکشی دختر ۱۷ ساله سقزی به دلیل فقر خانواده و عدم توانایی برای خرید جهیزیه، خودکشی یک نوجوان بعد از عدم موفقیت در کنکور، خودکشی یک کودک کار ۱۱ ساله در کرمانشاه به دلیل فقر و امروز هم ماجرای خودکشی یک پسر ۱۱ ساله در بندر دیر بوشهر همگی از جمله مواردی هستند که از ابتدای سال جاری رخ داده و طی آن یک کودک یا نوجوان به زندگی خود پایان داده است. اگرچه که در ماجرای کودک بوشهری همچنان، اما و اگر‌هایی وجود داشته و علت واقعی مرگ و خودکشی بودن یا نبودن آن همچنان در دست بررسی است.

در غالب این موارد علت خودکشی فقر یا ترس از آینده بوده است، اما آنچه مهم است آنکه فارغ از علت، عمل خودکشی توسط یک کودک رخ داده است. کودک و نوجوانی که در ذهن و مغز او باید امید و تفکری سازنده وجود داشته باشد امروز به راحتی دست از جان می‌شوید. در روزگار گذشته نیز فقر و نداری وجود داشت و کودکان خانواده‌های بی‌بضاعت و کم‌برخوردار گرفتار تبعات این مصیبت بودند، اما این کودکان و نوجوانان دست به خودکشی نمی‌زدند.

روانشناسان معتقدند که خودکشی در لحظه شکل نمی‌گیرد به این معنا که تصمیم به خودکشی در فردی که اقدام به این عمل می‌کند، قبلا در ناخودآگاه او شکل گرفته و توسعه یافته است بدون اینکه به آن فکر کرده باشد. تصویر خودکشی در ذهن فرد به طرق مختلف نشسته است، گاهی این تصاویر در ذهن فرد زنده می‌شود، اما از آن عبور می‌کند تا وقتی که با بحران جدی مانند بیکاری، بی‌درآمدی، فقر و ... مواجه شده و درتامین نیاز‌های خود دچار مشکل شود آنگاه فرد اقدام به خودکشی می‌کند.

به نظر متخصصان و رفتارشناسان وقتی فرد نمی‌داند که در کجای دنیا قرار دارد؟ فواید ادامه زندگی‌اش چیست و به صورت مداوم با بن‌بست در زندگی مواجه می‌شود، در این شرایط به خودکشی یا اقدام به خودکشی دست می‌زند.با این توصیف باید به این سوال پاسخ داد که کودک و نوجوانی که سرشار از نیروی زندگی بوده و به دلیل ویژگی‌های خاص سنی به زندگی بیش از مرگ می‌اندیشد باید به چه میزان از فشار اقتصادی و اجتماعی رسیده باشد که دست به خودکشی بزند و با اقداماتی مانند حلق‌آیز کردن که بیشتر نوعی خودکشی اعتراضی بوده و پیام خشم و اعتراض را در خود نهفته دارد، به زندگی خود پایان بدهد.

کودک و نوجوان امروز کشور به خوبی با مفهوم نا امیدی آشناست. این گروه با مشاهده شرایط زندگی اطرافیان بزرگسال خود و مشاهده نا امیدی آن‌ها از شرایط اقتصادی و بیکاری که در موارد بسیاری گریبان والدین آن‌ها را نیز گرفته است از آینده خود در هراس هستند. آن‌ها معنای تبعیض و نابرابری را با تمام وجودشان حس کرده و دریافته‌اند که در جامعه امروز ما همانگونه که قدرت و ثروت به ارث می‌رسد، فقر و فلاکت هم باز تولید می‌شود.

کودک و نوجوانی که در مناطق محروم کشور زندگی می‌کند دریافته است که در تمام این سال‌ها به دلیل بی‌توجهی مسئولان نه خانواده و نه اطرافیان وی پیشرفت نکرده‌اند و کمتر کسی از دل این مناطق توانسته است زندگی بهتری را رقم زند. از کودکی که در بستر این بی‌توجهی، بی‌عدالتی و فقر رشد می‌کند نمی‌توان انتظار داشت که به ادامه این نوع زندگی دلخوش باشد.از سوی دیگر جهان امروز ما هر روز با تغییرات بسیاری مواجه می‌شود. انبوه این تغییرات و پیچیدگی‌های آن‌ها ناخواگاه بر روی نسل‌های انسانی نیز تاثیری عمیق می‌گذارد. به همین دلیل هم نمی‌توان کودکان و نوجوانان امروز را با کودکان و نوجوانان سال‌های گذشته مقایسه کرده و این نسل را با همان مسائلی سرگرم و اقناع کرد که روز‌های گذشته نسل‌های گذشته اقناع می‌شدند.

کودکان و نوجوان امروز ما اگر در فقر و شرایط تنگدستی زندگی کنند به خوبی درد‌ها و تبعات آن را درک می‌کنند. آن‌ها به مدد رشد روز افزون تکنولوژی و سرعت انتقال اطلاعات که حتی جوامع کوچک و دور از دسترس را نیز دچار تحولات عمیق کرده است، به خوبی فرق زندگی خود با دیگر کودکان را در می‌یابند. به همین دلیل هم برای کودک و نوجوان امروز دیگر قابل توجیه نیست که برای کوچک‌ترین نیاز خود دست به دامن افرادی به جز والدین شود. کودک و نوجوان امروز دیگر به تامین نیاز‌های حداقلی هم راضی نیست و نیاز‌های عمیق‌تری دارد که اگر برآورده نشود می‌تواند به انجام رفتار‌های پرخطری مانند خودکشی منجر شود.

علائم خودکشی در کودکان را بشناسید

اما با وجود همه این دلایل راه‌هایی برای جلوگیری از خودکشی کودکان و نوجوانان وجود دارد. اول اینکه بزرگتر‌ها به خاطر داشته باشند کودکانی که با خشونت، رویداد‌های تهدیدآمیز زندگی، و ناکامی‌های آسیب زا مواجه هستند، بیشتر در معرض خطر افسردگی، سوء مصرف الکل و مواد مخدر و خودکشی قرار دارند. معمولا تمایل به خودکشی در این گروه سنی علائم هم دارد که اولیا مدرسه و والدین باید به آن‌ها توجه کنند. همین مساله است که لزوم حضور مددکاران و مشاوران متخصص در مدارس شهری و روستایی را روز به روز افزایش می‌دهد. مساله‌ای که به مرحله اجرا رسیدن آن شبیه یک رویاست.

ماجرای خودکشی دانش آموز دیری و اصل ۳۰ قانون اساسی

علاقه نشان دادن نسبت به مرگ، تهدید به کشتن خود، تلاش‌های قبلی برای خودکشی، بخشیدن وسایل ارزشمند خود ازسوی کودک یا نوجوان به اطرافیان، وقایع نگاری و خاطره نویسی یا نقاشی کلاسی که به موضوع مرگ یا خودکشی می‌پردازد، یادداشت‌نویسی درباره مرگ، افسردگی، علاقه به ابزار‌های آسیب‌زننده مانند چاقو، طناب، قرص، از دست دادن ناگهانی وزن، تغییر ناگهانی خلق و خو مانند انزواطلبی و بی‌علاقگی به انجام امور روزانه، عدم توانایی در تمرکز یا تفکر عقلانی متناسب با گروه سنی فرد، عدم رسیدگی به ظاهر و پاکیزگی و مواردی از این دست همه از مواردی هستند که می‌تواند نسبت به سلامت روان کودک یا نوجوان هشداردهنده بوده و احتمال بروزخودکشی را در فرد افزایش دهد.

بهتر است خانواده و اولیای مدرسه با مشاهده چنین مواردی در کودک و نوجوان سریعا با متخصصان و روانشناسان موضوع را مطرح کنند. در مناطق محروم کشور نیز بهتر است سریع موضوع با مسئول خانه بهداشت منطقه یا اداره آموزش و پررورش مناطقه در میان گذاشته شود. تا نسبت به رفع مشکل کودک اقدام شود. همچنین باید از طریق مدارس نسبت به آموزش تاب آوری در کودکان و نوجوانان اقدام شود و حتی والدین کودکان نیز در این زمینه آموزش‌های لازم را فرا بگیرند. گرچه که پیش‌نیاز رسیدن به این آموزش‌ها وجود پژوهش‌های تخصصی و کاربردی است.

بی هیچ تردیدی زمان آن رسیده است که مسئولان کشور تغییرات اجتماعی را باور کرده و براساس آن برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری کنند. ضروری است که مدیران کشور به این باور برسند که با عدم نگاه صحیح به جامعه و نیاز‌های آن و به‌ویژه نیاز‌های نسل‌های بعدی تنها بستری را برای از دست رفتن سرمایه‌های اجتماعی کشور فراهم می‌کنند، سرمایه‌ای که یا از کشور مهاجرت می‌کند، یا به دلیل شدت فشار‌های اجتماعی و اقتصادی زندگی به راحتی به زندگی خود را به پایان می‌رساند و یا به دلیل همین فشار‌ها سلامت روان او از بین می‌رود. مسئولان کشور باید به این نکته توجه کنند که با توجه به تاکید روزافزون بر لزوم افزایش جمعیت و نگرانی‌ها بابت مواجهه با بحران کاهش جمعیت در کشور ضروری است شرایط این فرزندآوری نیز فراهم شود. زیرا مساله تنها افزایش موالید نیست بلکه حفظ نسل و زندگی امن و همراه با نشاط نسل است که می‌تواند تامین‌کننده آینده پربار برای کشور باشد.

کد مطلب: 45883| زمان انتشار: ۱۳۹۹/۷/۲۴ ۱۰:۳۹:۱۰| نسخه چاپی
:: نقل و نشر مطالب با ذکر نام منبع بلامانع است ::
طراحی و تولید : دلتا وب