کد مطلب: 42558| زمان انتشار: ۱۳۹۸/۹/۱۱ ۱۰:۴۱:۱۰| نسخه چاپی
 روحانی با امید مردم چه کرد؟

سقوط آزاد از بالاترین رای تا بیشترین منفوریت؛

روحانی با امید مردم چه کرد؟

سیاسی - ایران نیوز 24: به طور معمول برگزیدگان انتخابات و روسای جمهوری منتخب پس از انتخابات، در طی دوران مدیریت، شاهد شیب نزولی محبوبیت خود هستند. نکته ای که مختص و منحصر به ایران هم نبوده و در همه دنیا امری متداول است که دلایل متعددی هم دارد اما شاید به جرات بتوان گفت، سقوط آزاد حسن روحانی، منتخب دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بی نظیر و بدون مورد مشابه باشد.

مردی که بالاترین رای تاریخ ایران را تا همین دو سال و اندی پیش پشتوانه خود داشت، اکنون به اذعان دوست و دشمن، تنهاترین رئیس جمهور تاریخ ایران بوده و بیش تر از محبوبیت دچار منفوریت عمومی است و قریب به اتفاق رای دهندگان چندین و چند میلیونی  را اکنون در صف ناراضیان و منتقدان به خود می بیند.

اما چه شد که اینگونه شد؟ این سقوط آزاد چرا با این شتاب رقم خورد؟

اندک حامیان هنوز باقیمانده روحانی در ایستگاه جریان اعتدالی در توجیه این وضعیت، احاله به مخاطرات بین المللی داده و از فشار تندروهای کاخ سفید و تحریم‌های بیسابقه گرفته تا کارشکنی مخالفان داخلی  و قدرت دولت پنهان را در پدیدآمدن این وضعیت موثر دانسته و می گویند که روحانی قربانی موقعیت بد و شرایط نامناسبی شده که به او تحمیل گذشته و هزینه‌های این وضعیت به پای او و دولت متبوعش نوشته می‌شود!

اما می توانیم این استدلال را باور کنیم؟

آیا کارشکنی داخلی منحصر و محدود به همین چند صباح اخیراست و تا پیش از آن نبوده است؟ آیا تحریم ها مال امروز و دیروز است و در دولت اول آقای روحانی و قبل از برجام و حتی پس از آن وجود نداشت؟ بله البته که این روزها حلقه محاصره تنگ و تنگ تر شده اما در همه سال های دولت اول روحانی هم رکود اقتصادی و فشار تحریم‌ها وجود داشت اما در اردیبهشت 96 بالاترین رای تاریخ ایران به حساب روحانی سرازیر شد اما این روزها کم تر کسی یافت می شود که از منتخب 2 سال پیش خود حمایت کند!

موضوع آنگونه که اندک هواداران باقیمانده روحانی می گویند، مربوط به تحولات بین المللی نیست، هر چند قطعا و حتما از آن تاثیر می پذیرد اما ضربه مهم و تاریخی به اعتبار رئیس جمهوری دوازدهم بیش و پیش ازهر چیزی به عملکرد و رفتار و گفتار خود او و اطرافیانش بازمی گردد! ماجرا درست از فردای انتخابات 96 آغاز شد. جایی که روحانی به رغم وعده های پر طمطراق انتخاباتی، کابینه ای ناهمسو با شعارها و وعده های خود و مطالبات حامیان برگزید و چهره های بد سابقه اما از حلقه نزدیکان خود را میدان داد و اولین دهن کجی به افکار عمومی را کلید زد.

هنوز مردم ازاین گزینش های عجیب و غریب در حیرت بودند که مدرسه پیرمردهای دولت با گزینش های خود و البته ندانم کاری‌های خود، آنچه که دستاورد دولت یازدهم هم به حساب می آمد، با چند دستگی سیاست‌ها و عملکردهای اقتصادی بر باد داده و غول تورم دوباره خوش نشان داد، آنهم در کنار رکود چند ساله، حوادث دی ماه 96 و بذل و بخشش بیت المال به سپرده گذاران موسسات مالی و اعتباری که رقمی هنگفت و چند ده هزار میلیاردی را شامل می شد. نقدینگی بی سابقه ای را روانه اقتصاد نحیف و بیمار کرد و به هر جا سر کشید، سیل و خرابی رقم زد.

روحانی که منتقد عملکردهای احمدی نژاد بود، گویا از روی دست وی کپی برابر اصل کرده بود. دلار بدتر از آن دوران و بی سابقه تر از هر زمان، زبانه کشید و بر  پیکره اقتصاد آتش زد، گرانی و بیکاری و سفره تنگ شده مردم و معیشت بر باد رفته آنان حاصل دولتی شده بود که قرار بود با  تدبیر امید بیافریند و به نظر کارشناسان بها دهد و پوپولیستی عمل نکند.  همه اینها به کنار، خبری هم از حقوق شهروندی و تدابیر رئیس جمهوری حقوقدان نبود، درحوزه توسعه سیاسی و فرهنگی و مولفه های جامعه مدنی هم اگر پسرفتی نداشتیم، خبر چندانی از پیشرفت هم نبود. جامعه تحت فشار معضلات مختلف داخلی و خارجی، فردی در برابر خود می دید که گویی به راحتی آب خوردن وعده های خود را فراموش کرده و این حس فریفته شدن سرمایه اجتماعی روحانی را بر باد داد تا بالاخره روحانی تیر آخر را هم شلیک کرد.

لزوم واقعی شدن قیمت حامل های انرژی و بهبود توزیع ناعادلانه یارانه‌های پنهان مورد تردید هیچ کارشناسی نبود اما چگونه و به چه میزان و در چه چارچوبی محل بحث بود، هر چند از دولت سالخوردگان انتظار توجه و اجرایی کردن طرح های نو متناسب با رشد و توسعه فنآوری های جدید نبود و نیست اما اجرای طرح شکست خورده پانزده سال قبل نیز به بدترین شکل ممکن توسط دولت اجرا شد و موشکافی و نقد آنچه که گذشت هدف این یادداشت نیست. اما بدتر از بد، ناصواب تر از هر گزینه‌ای، واکنش های بعد از اجرای طرح بود، جایی که پس از کشته شدن تعداد قابل ملاحضه ای از معترضان، روحانی نه در قامت یک رئیس جمهوری حقوقدان و دغدغه مند حقوق شهروندی بلکه در مقام یک رئیس دولت مغرور و بی توجه به دغدغه ها و نگرانی هایی مردم، به جای پذیرش قصور و عذرخواهی از مردم و خانواده های کشته شدگان بخاطر این بی تدبیر اعضاء ساخورده دولت وی، واکنش هایی از خود نشان داد که دل هر ایرانی را به درد آورد و با خنده های زننده و مشمعزکننده خود به توجیهاتی دست برد که خلق را به حیرت انداخت!

اظهار بی اطلاعی از افزایش قیمت به مثابه تو دهنی به مردمی بود که با همه سختی ها او را برگزدیدند تا تدبیر کند و امید بیافریند اما براستی اقدامات اینچنینی ازرقبای انتخاباتی که وی و همراهان از آنها بیم و حذر می‌دادند بر می آمد؟؟؟ رئیسی و قالیباف و ... آیا می توانستند این حد از ندانم کاری را با این حد از خونسردی و جسارت به انجام رسانده و رو به دوربین بخندند؟

او درطول این مدت کارهایی کرد که منتقد آن بود و این نکته ای نیست که از نظر مردم فهیم و آگاهی که به وقت اضطرار سنگ تمام گذاشته و پای کار او آمدند، دور بماند، حالا همان خیل حامیان در جایگاه منتقدان او هستند. ترامپ و تحریم و کارشکنی داخلی، فشارهای لایه های قدرت، کم یا زیاد چیزتازه‌ای نیست، نکته این روزهای روحانی آنست که او با آن وعده ها و شعارهای دو سال پیش فاصله کهکشانی دارد، به خاستگاه واقعی خود رجعت کرده و با عدم توجه به نظرات کارشناسی یک دولت فشل، ناکارآمد و غیر پاسخگو را روی میز افکار عمومی گذاشته و امید را بر باد داده و برای چون مایی که حامی او بودیم جز حسرت و پشیمانی باقی نگذارد؟!

شوربختانه به عنوان حامیان دیروز رسانه ای روحانی پشیمان و عذرخواه مردمی هستیم که آنان را ترغیب به حمایت از او کردیم، پشیمانی که نه بخاطرعدم کامیابی فردی و شخصی بلکه به دلیل عدم واقع گویی و فریب افکارعمومی است که بیش و پیش از هر چیزامید به آینده، انتظار تغییر مطلوب و بهبود حداقلی شرایط را سوزاند و بر باد داد و تاسف تر آنکه هیچ نشانه تنبه و اصلاحی هم در آنان دیده نمی شود!

کد مطلب: 42558| زمان انتشار: ۱۳۹۸/۹/۱۱ ۱۰:۴۱:۱۰| نسخه چاپی
:: نقل و نشر مطالب با ذکر نام منبع بلامانع است ::
طراحی و تولید : دلتا وب