کد مطلب: 42539| زمان انتشار: ۱۳۹۸/۹/۹ ۱۰:۵۱:۱۰| نسخه چاپی
سقوط آخرین سنگر جهادسازندگی

پایان نسل مدیران جهادی با استعفای حجتی ؛

سقوط آخرین سنگر جهادسازندگی

كشاورزي - ایران نیوز 24: در میان تمام مردانی که شغل و زندگی‌شان برخاسته از انقلاب و شور جهادی دهه شصت است، تنها دو نفر همچنان بر صندلی وزارت تکیه زده ‏اند؛ محمود حجتی و بیژن زنگنه، که هر دو از نهاد انقلابی جهاد سازندگی برآمده ‏اند. پیش از آنها قاضی‏ زاده هاشمی، وزیر سابق بهداشت هم طلوع مدیریتش در ایران پس از انقلاب مربوط به حضور در شورای مرکزی جهاد سازندگی بود. خروج او از کابینه، میراث جهاد را برای این دو وزیر دیگر باقی گذاشت.

محمود حجتی، وزیر جهاد کشاورزی، همچنان در سلوک رفتاری و برخی اعتقادات اجرایی معتقد به جهاد سازندگی است یا حداقل این‏طور به نظر می‏رسد. حجتی در میان جهادی‏های سابق محبوب است. اما جهادی‏های تندرو مانند تقی امان‏پور یکی دیگر از مؤسسان جهادسازندگی هیچ‏گاه با او کنار نیامدند و حتی در مخالفتش شب‏نامه هم در مجلس سوم شورای اسلامی توزیع کردند. اما حجتی دوام آورد و از اتهام توطئه برای انحلال جهاد سازندگی به مقام تئوریسین پروژه ادغام آن نهاد انقلابی در دل وزارت کشاورزی تبدیل شد.

در تمام سال‏هایی که به صندلی وزارت جهادکشاورزی تکیه زده، همچنان الگوی زیست جهادی را حفظ کرده، روابطش با توده کشاورزان را سامان داد و حتی تا جایی پیش رفت که قدرت خانه کشاورز را مخدوش و وزارت‌خانه را به حاکم مطلق تبدیل کرد. حلقه مدیران و نزدیکان او عموماً همان چهره‏هایی باقی ماندند که در دهه شصت، سابقه حضور در جهاد سازندگی را داشتند. روابط سیاسی حجتی هم حداقل تا پیش از دولت دوازدهم، بر محور جهادی سابق استوار بود. از عالی‏ترین مقامات کشور تا رده‏های میانی او را به صفت «همچنان در خط جهاد» می‏شناختند. تنها دوره‏ای که نام و نشانی از رفتارهای جهادی در او قابل‏درک نبود، به سال‏های شرکت‌داری‏اش در دولت احمدی‏نژاد مربوط است.

یکی از دوستان نزدیک او درباره این روزها در جایی گفته بود: «کسی نمی‏تواند به ایشان خرده بگیرد. همه ما در دولت احمدی‏نژاد از دولت اخراج شدیم در‏حالی‏که حداقل ۱۰ سال تا سن بازنشستگی هم فاصله داشتیم. خوب این بیچاره‏ها چه کار باید می‏کردند؟ باید خانه‏نشین می‏شدند؟» و البته شرکت‌داری را انتخاب کردند. حجتی در این دوره زمانی به پروژه‏های ساختمانی و عمرانی تمایل پیدا کرد. میلی که از دوران وزارت راهش در او باقی‏مانده بود و نسبتی با سابقه جهاد و کشاورزی نداشت. شرکت تحت مدیریت او به‏سرعت رشد کرد، در حوزه‏های مختلف نفوذ پیدا کرد و از پیمان‌کاری پارکینگ فرودگاه تا راه‏سازی را بر عهده گرفت. این دوره زمانی در کارنامه حجتی ناپیداست و او نیز هیچ‏گاه از هشت سال حضور نیم‏بند در بخش خصوصی به‏عنوان نقطه درخشان زندگی‏اش یاد نکرده است. در دولت اول حسن روحانی، حجتی با همان شمایل سابق به کابینه بازگشت. هیچ تفاوتی در ظاهر و پوشش او ایجاد نشده و تنها گردی از سفیدی روی صورتش نشسته بود. در جلسه‏ای گفته بود: «کسی که وزیر جهاد کشاورزی می‏شود باید هم جهادی‌پسند باشد و هم کشاورز‌پسند. نمی‏شود سر زمین رفت و کت‏وشلوار شیک هم پوشید. اینجا همین است.» و خودش هم بیش از تمام همکارانش این الگو را رعایت کرد. چهار سال ابتدایی دولت برای او بازگشت به نقطه اوج بود.

به‌خصوص در سال پایانی دولت با پرداخت به‏موقع پول کشاورزان بابت خریدهای تضمینی و قیمت‏گذاری‏های منصفانه محصولات کشاورزی به شکلی غریب در دل بیش از ۱۰ میلیون کشاورز ایرانی جایی گرفت. محبوبیت او به‏اندازه‏ای بالا رفته بود که رئیس دولت هم در رأی‌آوری، خود را مدیون وزیرش احساس می‏کرد. در همین دوره منتقدانی سرسخت هم پیداکرده بود که نه از دل کشاورزان که از میان مدیران صنایع غذایی و تبدیلی برخاسته بودند. هر اندازه کشاورزان دل به او بسته بودند، مدیران کارخانه‏ها سایه حجتی را با تیر نشانه می‏رفتند. در هر محفلی نقدش می‏کردند و هراندازه توانستند نمایندگان مجلس را علیه او تحریک کردند. اختلاف او و این گروه به‏اندازه‏ای بالا گرفته بود که از لابی‏های خصوصی و حرف‏های در گوشی به نطق‏های آتشین عمومی هم رسیده بودند. هم‏زمان حلقه مدیران سابق جهادی از اطراف حجتی دور شده بودند.

 گروهی بازنشسته، عده‏ای ازکارافتاده، برخی خودخواسته و تعدادی هم به میل حجتی دیگر در مناصب مدیریتی وزارت‌خانه او حضور نداشتند. هم‏زمان از دل وزارت‌خانه جهاد کشاورزی که روزگاری به پاک‌دستی شهرت داشت، فسادهای غریبی بیرون زد. دستگیری مکرر مدیران عالی‏رتبه و پرونده باز واردات گوشت توسط تعدادی از مدیران و نزدیکان حجتی، حاشیه‏های پیرامون مرد جهادی سابق را به اوج رساند. ستاره زندگی مدیریتی حجتی از همین دوره زمانی به سوسو زدن افتاد و کارنامه چهار دهه کار او به آنی به فراموشی سپرده شد. هر روز موضوع استیضاح او در مجلس مطرح بود، برخی نمایندگان برای گرفتن امتیازات ویژه از او مقابل دفترش صف می‏کشیدند و مدیرانش هم نه‏تنها باری از دوش او برنمی‏داشتند که با شائبه دستگیری‏ها به اهرام فشار علیه او تبدیل شدند. در شایعاتی که علیه او در فضای مجازی پخش شد، حتی پای برخی نزدیکانش را نیز وسط کشیدند و اسامی محفلی را منتشر کردند که او را به‏شدت آزار می‏داد.

برای حجتی روزهای سال ۹۸ هیچ شباهتی با دهه طلایی ۶۰ نداشت. زمانه و محیط اطرافش هم نسبتی با جهاد سازندگی نمی‏یافت. انتشار خبر استیضاح برای حجتی، حجت را تمام کرد که باید هرچه زودتر از کابینه بیرون بزند تا نامش پس از چهار دهه با برکناری گره نخورد. متن استعفای کوتاهی‏ نوشت و به‏سرعت هم مورد تأیید رئیس‏جمهور قرار گرفت که احتمالاً یقین داشت، وزیرش دیگر کارکردی در کابینه ندارد. خروج حجتی از کابینه پایان دوران مدیریتی اوست و از آن مهم‏تر غروب دوران حضور مدیران برآمده از دل جهادسازندگی است. نهادی که با شور انقلابی و عشق سازندگی توسط گروهی جوان تأسیس ‏شده بود و حداقل تا میانه دهه هفتاد سرآمد نیروهای ایدئولوژیک کشور به‏حساب می‏آمد. محمود حجتی با ترک کابینه و البته کمی قبل‏تر با حواشی که در وزارت‌خانه تحت مدیریتش برپاشده بود، خط مدیران برآمده از جهادسازندگی را به پایان رساند. او رفت، جهاد سازندگی هم تمام شد. هر وزیری پس از او تنها یک نیروی تکنوکرات برای اداره مجموعه عظیم جهاد کشاورزی است که همچون نامش از هر ایدئولوژی خالی ‏شده است.

بهراد مهرجو

کد مطلب: 42539| زمان انتشار: ۱۳۹۸/۹/۹ ۱۰:۵۱:۱۰| نسخه چاپی
:: نقل و نشر مطالب با ذکر نام منبع بلامانع است ::
طراحی و تولید : دلتا وب